|
|
|
|
زندگی پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ايستاد وچند شئ را روي ميز گزاشت.
ما چون دو دریچه رو به روی هم آزاد ز هر بگو مگوی هم هر روز سوال و پرسش و خنده هر روز قرار روز آینده اکنون دل من شکسته و خسته است زیرا یکی از دریچه ها بسته است نه مهر فزون نه ماه جادو کرد نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد
آشیانه می کنم کسی سوال می کند
و من برای زندگی
ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386 توسط خاله خانم و خان داداش| لينک ثابت معني دوستت دارم يعني چه؟ ) د ) : داشتن تو ، حتي براي لحظه اي ، به تمام عمر بي کسي ام ( و ) : وابسته ي تپش هاي قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حيات مي بخش . ( س ) : سرسپرده ي برق نگاه توام ، لحظه اي که مرا در آغوش گرمت ميهمان کني . ) ت): تک ستاره ي شبهاي بي فانوسم شدي روزي که از خدا تکه اي نور طلب کردم. ) ت): تپش هاي قلبم در گرو عشق توست که در رگهاي زندگيم جاريست. ) د : ( دوري از تو را باور ندارم ، حتي در رويا ، که من ذره اي از وجود عاشقت گشته ام . ( ا ) : آرام دل بيقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج مي زند ، وقتي به درياي نا آرام اشکهايم مي نگري . ) ر ) : راز مرگ دلتنگي هايم ، روزيست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بي نصيبم باشد . ) م ) : مهتاب مي سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خريده است در بازار عاشقي . چرا ؟ اگر خدا كفيل روزي است . غصه براي چه؟ اگر رزق تقسيم شده است . حرص چرا؟ ا گر دنيا فريبنده است . اعتماد به آن چرا؟ اگر بهشت حق است . تظاهر به ايمان چرا؟ اگر قبر يك حقيقت است . ساختمانهاي مجلل چرا؟ اگر جهنم راست است . اين همه نا حق چرا؟ اگر حساب آخرت وجود دارد . جمع مال حرام چرا؟ اگر قيامتي است . خيانت به مردم چرا؟ اگر دشمن انسان شيطان است . پيروي از او چرا؟ چرا چرا چرا؟؟؟؟
فريب ديروز شيطان را ديدم . در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود ؛ فريب ميفروخت . مردم دورش جمع شده بودند ، هياهو ميكردند و هول ميزدند و بيشتر ميخواستند .
بوسه يعني وصل شيرين دو لب ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه پانزدهم تیر 1386 توسط خاله خانم و خان داداش| لينک ثابت |