تبليغاتX
تنهای تنها - تنها
زندگي 2 نيمه دارد: نيمه اول در انتظار نيمه دوم ، نيمه دوم در حسرت نيمه اول

معني دوستت دارم يعني چه؟

) د ) : داشتن تو ، حتي براي لحظه اي ، به تمام عمر بي کسي ام
        مي ارزد . همچون ديوانه اي که لحظه اي داشتن را در تمام روياهايش باور مي کند  .

 ( و ) : وابسته ي تپش هاي قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حيات مي بخش .

( س ) : سرسپرده ي برق نگاه توام ، لحظه اي که مرا در آغوش گرمت ميهمان کني .

)  ت): تک ستاره ي شبهاي بي فانوسم شدي روزي که از خدا تکه اي نور طلب کردم.

)  ت): تپش هاي قلبم در گرو عشق توست که در رگهاي زندگيم جاريست.

)  د  : (  دوري از تو را باور ندارم ، حتي در رويا ، که من ذره اي از وجود عاشقت گشته ام  .

 ( ا ) : آرام دل بيقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج مي زند ، وقتي به درياي نا آرام اشکهايم مي نگري .

) ر ) : راز مرگ دلتنگي هايم ، روزيست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بي نصيبم باشد .

)  م ) : مهتاب مي سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خريده است در بازار عاشقي .

 

 

 

 

چرا ؟

 

اگر خدا كفيل روزي است .

غصه براي چه؟

 

                اگر رزق تقسيم شده است .

                حرص چرا؟

 

                                          ا گر دنيا فريبنده است .

                                          اعتماد به آن چرا؟

اگر بهشت حق است .

تظاهر به ايمان چرا؟    

 

               اگر قبر يك حقيقت است .           

               ساختمانهاي مجلل چرا؟

 

                                          اگر جهنم راست است .

                                          اين همه نا حق چرا؟

 

اگر حساب آخرت وجود دارد .

جمع مال حرام چرا؟

 

               اگر قيامتي است .

               خيانت به مردم چرا؟

 

                                          اگر دشمن انسان شيطان است .

                                          پيروي از او چرا؟

 

                چرا چرا چرا؟؟؟؟

 

 

فريب

ديروز شيطان را ديدم . در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود ؛ فريب مي‌فروخت . مردم دورش جمع شده‌ بودند ،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند .
توي بساطش همه چيز بود : غرور ، حرص ،‌ دروغ و خيانت ،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد . بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضي‌ پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند و بعضي آزادگيشان را .
شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد . حالم را به هم مي‌زد . دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف كنم .
انگار ذهنم را خواند . موذيانه خنديد و گفت : من كاري با كسي ندارم ، ‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم . نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد . مي‌بيني ! آدم‌ها خودشان دور من جمع شده‌اند .
جوابش را ندادم . آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن . زيركي و ايمان ، آدم را نجات مي‌دهد . اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند .
از شيطان بدم مي‌آمد . حرف‌هايش اما شيرين بود . گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت .
ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌اي عبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود . دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم .
با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي ، چيزي از شيطان بدزدد . بگذار يك بار هم او فريب بخورد .
به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم . توي آن اما جز غرور چيزي نبود . جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت . فريب خورده بودم ،  فريب . دستم را روي قلبم گذاشتم ، ‌نبود ! فهميدم كه آن را كنار بساط شيطان جا گذاشته‌ام .
تمام راه را دويدم . تمام راه لعنتش كردم . تمام راه خدا خدا كردم . مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم . عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم . به ميدان رسيدم ، شيطان اما نبود .
آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم . اشك‌هايم كه تمام شد ، ‌بلند شدم . بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم ، صداي قلبم را .
و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم . به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود .

 

 

 

بوسه يعني وصل شيرين دو لب
بوسه يعني خلسه در اعماق شب
بوسه يعني مستي از مشروب
عشق
بوسه يعني آتش و گرماي تب

بوسه يعني لذت از دلدادگي
لذت از شب , لذت از ديوانگي
بوسه يعني حس طعم خوب
عشق
طعم شيريني به رنگ سادگي

بوسه آغازي براي ما شدن
لحظه اي با دلبري تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب
عاشقي
بوسه رمز وارد دلها شدن

بوسه آتش مي زند بر جسم و جان
بوسه يعني
عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگي بي معني است
بوسه بر مي دارد اين شرم از ميان

طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه اي يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است

بوسه را تكرار مي بايد نمود
بوسه يعني
عشق و آواز و سرود
بوسه يعني وصل جانها از دولب
بوسه يعني پر زدن , يعني صعود

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم تیر 1386ساعت 16:58  توسط یه تنها  | 

"زندگي زماني زيباست كه ريشه اش از عشق شاخه ها يش از محبت و گلبر گش از صداقت باشد"
صفحه نخست
چاپ صفحه
خانه كردن وب
ذخیره صفحه
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ

نوشته هاي پيشين
تیر 1387
فروردین 1387
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386

پيوندها
چکاوک خسته ****
علی باحاله****
بابا حبیب(لی لی جون)**
زمزمه های تنهایی من (مینا گلی)*
پسر آفتابی پر از امید***
دنیای کاغذیه من (حدیث جون)*
بهترين وجديد ترين آهنگ ها (پیام جون)***
مرتضي**
کلبه عشق من تو (محمد)**
نرم افزار ، ترفند ،اینترنت و مقاله (زهرا خانم)***
دختر ایران زمین***
عروس دریا*
دو راز عشق (سعید و محدثه جون)****
راه شب عاشقی (لینا خانم)**

  RSS 

POWERED BY
BLOGFA.COM

("يه روز با هم قرار گذاشتيم که واسه هميشه همديگرو دوست داشته باشيم روي کاغذ دلامون بنويسيم که هرگز همديگرو فراموش نکنيم من خودکاري برداشتم و پر رنگ نوشتم که " هرگز فراموشت نخواهم کرد" اما ندونستم چرا اون منو فراموش کرد ....؟؟!! تا اينکه يه روز فهميدم که اون تنها با مدادي فريبم داد....")

آمار بازديد : نفر
افراد آنلاين :  نفر

 
*غم را در سوکت ؛ سکوت را در شب ؛ شب را در بستر ؛ بستر را به خاطر انديشيدن به تو دوست دارم* Type Writer Status Bar